تو را بانو ناميده ام
بسيارند از تو بلندتر،بلندتر،
بسيارند از تو زلال تر زلال تر،
بسيارند از تو زيباتر ، زيباتر.
اما بانو تويي.
از خيابان که ميگذري
نگاه کسي را به دنبال نمي کشاني
کسي تاج بلورينت را نمي بيند،
کسي بر فرش سرخ زرين زير پايت نگاهي نمي افکند
و زماني که پديدار مي شوي
تمامي رودخانه ها به نغمه در مي آيند
در تن من
زنگ ها آسمان را مي لرزانند
و سرودي جهان را پر مي کند
تنها تو و من
تنها تو و من،عشق من،
به آن گوش مي سپريم.